|
هرگاه
|
||
|
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست |
سلام
توی زندگی هر کسی یه مسائلی پیش میاد که برای حلشون، تو یه دسته بندی، دو راه وجود داره. اول اینکه بشینی دقیق زیر و بم مسئله رو چک کنی، پایین و بالا کنی و با عقل و منطق یه راه پیدا کنی و بری جلو. راه دوم اینه که به قول محمدجواد، کرکره رو بدی پایین و بدون هیچ فکری پا پیش بذاری، به این امید که خدا کمکت کنه و مشکلت حل بشه.
هر دو تای این روشها خوبند و نمیشه گفت کدوم بهتره. اما اینکه توی کجا و چه موقعیتی از کدوم روش استفاده کنی تا نتیجه، درست از آب در بیاد، این دیگه دست خود آدم نیست و یه جورایی دست اوس کریمه.
تا اینجا مقدمه بود. حالا اصل مطلب:
چند وقت بود که فکرم رو یه موضوع مبهم مشغول کرده بود و برای حلش نمیدونستم از چه روشی استفاده کنم. برا همین بعضی جاها از اولی میرفتم جلو، بعضی وقتا هم دومی رو به کار میبردم. ولی درست جواب نمیداد.
تا بالاخره امروز، محمدجواد طبق عادت مألوف خودش، از روش دوم استفاده کرد و در نتیجه فهمیدم اون فکری که در مورد یه دوست میکردم، اشتباه بوده.
حالا هم اینجا به همه یه توصیه میکنم. اونم اینکه تا در مورد یه مسئله مطمئن نشدید و یا راجع به یه نفر شناختتون کامل نیست، قضاوت نکنید. (اگه بدونین من الآن که دارم اینا رو مینویسم چقدر شرمندهام، حتما به حرفام گوش میدادین.)
برای همین، از اون دوست و هر کس دیگهای که در موردش اشتباه فکر میکردم، معذرت میخوام.
پ ن1: دیروز رفته بودم دانشگاه تربیت مدرس برای ثبت نام. تا دیدم کلاس ما سیزده نفره، کلی کیفور شدم.
پ ن2: (مناقصه) به یک مساعدت بلاعوض چند صد هزار تومانی جهت خرید IGBT نیازمندیم.
پ ن3: (مزایده) تعدادی IGBT سوخته با نازلترین قیمت به فروش میرسد.
پ ن4: (مناقصه) به یک دکتر کتابی پاره وقت ولی سر وقت (!) نیازمندیم.
سلام
چند وقته که قول دادم یه چیزی مخصوص سیزده برای پست سیزدهم آماده کنم، ولی هیچ چی پیدا نکردم. آخه سیزده که حرف نداره! ![]()
ولی حالا میخوام بگم علت اینکه من به سیزده علاقه دارم و بر عکس اکثر مردم، به نحسی اون اعتقاد ندارم، بلکه اون رو خوشیمن میدونم، چیه؟
به طور کلی من از مخالفت با نظرات عامه مردم که معمولا پایه و اساس درستی نداره، خوشم میاد. مث همین نحسی عدد سیزده.
(شنیدهام که توی بعضی کشورها، آپارتمانهاشون طبقه سیزدهم نداره و از دوازده میره چهارده!) ![]()
اعداد و شمارههای زندگی من عجین شده با عدد مبارک سیزده! از پلاک خونه گرفته تا لیست اسامی کلاس درس. نمیدونم چطوریه که هرجا میخواد اسم من لیست بشه، به طور تصادفی نفر سیزدهم میشم. یادمه برای مشهد آینده سازان ثبت نام میکردم که...
این اواخر هم که برای کنکور ارشد منتظر رتبه بودیم، من میخواستم رتبه سیزده رو بیارم(!!!)
ولی همه برام رتبههای دو رقمی با مجموع ارقام سیزده رو انتظار میکشیدند. بالاخره هم رتبه من شد:
۱۳=۵+۸
اگه به آیکونی که برای این وبلاگ هم انتخاب کردم دقت کنید، XIII، یه عدد سیزده با اعداد یونانی میبینید.
تازه یه وبلاگ تخصصی هم درست کردهام که روز احداث اون (با توجه به اولین پست) به صورت اتفاقی، سیزدهم شهریورماه شده.
این رو هم بگم که پروژه پایانی ما (من و محمدجواد)، روز سیزدهم همین ماه جواب داد.
پ ن1: یکی نیست به این محمدجواد بگه "هر سیزدهی هم که نباید نصیب من بشه!".
پ ن2: لازم به ذکر است اگر جایی پیدا کردید که نمره سیزده مال یکی دیگه بود و شماره من سیزده نبود، فقط یه استثناء (به علت بد شانسی و یا دست تقدیر!) به موارد بالا اضافه کنید و قانون اصلی را زیر سؤال نبرید.
پ ن3: واقعا که دست این کتابی درد نکنه. بدون توجه به اصول اساسی تحلیل مدار(!)، یه جوری ظرفیت اون خازن رو تغییر داد که نمیدونم چه طور شد که مدارمون کار کرد! البته محمدجواد هم از مدتها قبل درباره این خازن، تذکراتی را ایراد فرموده بودند که از جانب عقل منطقی من(!) مطرود گشته بود.
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
عیدتون مبارک
نیمه شعبان و میلاد مهدی فاطمه رو به همه تبریک میگم. امیدوارم که عید خوبی داشته باشین.
راستی یه تبریک ویژه هم برای اونایی که از چهل روز (ببخشید؛ 39 روز) پیش شروع کردند به خوندن دعای عهد و تا حالا هم موفق شده اند. واقعا که: "دمتون گرم". چه بهتره که این کارو، به قول درگاه، برای همیشه ادامه بدیم.
ان شاء الله خدا تو زندگی به همون نظر داشته باشه تا یه وقتی کج نریم که وقتی فکر می کنم چه کارایی رو نباید میکردم و چه کارایی رو باید، خیلی شرمنده میشم. ولی از خدا میخوام که به حق خود امام زمان(عج) بی خیال ما نشه و دستمونو بگیره.
بیایید بازم برای فرج امام زمانمون دعا کنیم:
اللهم عجل لولیک الفرج
به امید جمعه ای که در تقویم ها بنویسند: "تعطیل، ظهور امام زمان(عج)"
پ ن1: هر وقت به این محمد جواد میگم: بیا پروژه رو تموم کنیم، مگه نمی بینی بقیه بچه ها چه جوری دارن کار می کنن، میخنده و فقط یه بیت شعر میخونه:
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
پ ن2: امروز نیز با کتابی کلی حال کردیم. (گرایش تجدید ساختار !!!)
|
|