|
هرگاه
|
||
|
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست |
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش تا محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد
******************************
فرمانده عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه مرو، ساده ترین راه حسین است
از مردم گمراه جهان راه مجوئید
نزدیکترین راه به الله، حسین است
ببين باز مي بارد آرام برف
فريبا و رقصنده و رام برف
عروسانه مي آيد از آسمان
در اين حجله آرام و پدرام برف
زمين را سراسر سپيدي گرفت
به هر شاخه هر شانه هر گام برف
خزان هم به دامان مرگي خزيد
كنون فصل سرد و سرانجام برف
فرو بست يك شهر چشمان خويش
و مي بارد آرام آرام برف ...
پ ن: بیست و سه سال پیش در چنین روزی ...
توی همین تابستون گذشته چند بار تا دم سفر به مشهد رفتم ولی قسمت نشد. حتی یه بار تماس گرفتند که بیا مجانی(!) یه هفته بریم مشهد که بازم جور نشد.
نمیدونم چه کاری کردم که بالآخره امام رضا (ع) این بنده بی مقدار رو طلبید و قسمت شد به پابوس برم. شاید یه کار خوب بوده
(که بعید میدونم) و شایدم اینقدر بد شده ام که امام رضا برای نجاتم از این لجنزار ...![]()
البته یه برداشت دیگه هم اینه که مهمون خیلی پررو بوده، وگرنه ...![]()
دفعه اولی بود که توی این زمان می رفتم مشهد. زمانی که همه میرن حج:
اغنیا مکّه روند و فقرا سوی تو آیند
جان به قربان تو ای شاه که حجّ فقرایی!
جاتون خیلی خالی بود. خیلی خوش گذشت. هر چند که ۲ روز بیشتر نبود. ولی همین هم غنیمته.
چون وقت نبود بریم بازار، سوغاتی براتون نیاورده ام. به جاش توی حرم به یاد همتون بودم. فکر کنم همین کافی باشه!![]()
فعلا همین!
|
|