تبليغاتX
هرگاه
 
هرگاه
 
 
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
 
بالاخره امتحانات ترم اول ارشد، تموم شد.

تقریبا یک ماه درگیر امتحان بودم! امروز آخریش بود.

حالا فقط دو تا کار باقی مونده. یکی انجام پروژه های ساخت، و اون یکی انتظار برای نمره های درخشان اکتسابی از طرف اینجانب و یا اعطایی از طرف استاد!

پ ن۱: کجایی کتابی که یادت به خیر! اینقدر برای دکتر کتابی ناشکری کردیم که الآن گرفتار یکی ...

پ ن۲: خوشحال بودیم که مدتی است از رفیق شفیق و یار غار ما، مهندس رضا ریاضی، خبری نبود و ما خوشحال بودیم. اما ... باز نیز خوشحالیم.

پ ن۳: شب های امتحان بدون محمد جواد نمی تونم درس بخونم!

پ ن۴: چرا آقای عطوفی نیا جواب تماسهای من را نمی دهد؟

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 11:21  توسط حسین زاهدی (13)  | 
 
  بالا