تبليغاتX
هرگاه
 
هرگاه
 
 
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
 

قسمت اول: آقای جامعی

روز پنجشنبه گذشته، اتفاقی رفته بودم مدرسه به آقای جهانی و بچه ها سر بزنم. توی دفتر نشسته بودم و با آقای جهانی صحبت میکردم و توی دلم نگران مدرسه بدون جهانی بودم که یه دفعه یه نفر ناشناس اومد توی دفتر و مدیر باهاش گرم گرفت و ...

ما مونده بودیم که ایشون کی اند؟ تا بالأخره آقای جهانی فرمودند که: ایشون آقای جامعی مدیر جدید مدرسه هستند.

خیلی تعجب کردم از اینکه بعد از مدتها رفته ام مدرسه و یه دفعه مدیر جدید پیداش میشه و ... . توی برخورد اول ازشون خوشم اومد و بقیه آمار مدیر جدید رو از خود آقای جهانی گرفتم. مردی جوان، پر انرژی و خواستار مقبولیت در جمع بچه ها، که تاکنون به قول ناگاه چند بار در برابر آقای جهانی زاوی تلمذ زده اند. با استراق سمع، یه چیزایی از صحبت مابین آقای جهانی و جامعی دستگیرم شد. مدیر جدید متعجب بودند که چطور این فضای باز در مدرسه حاکم بوده، در حالیکه کارهای مدیریتی نیز به خوبی انجام می شده است؟!

آقای جهانی را خوشحال می دیدم و از این بایت من هم خوشحال شدم و امیدوارم ان شا ا... با رهنمودهای آقای جهانی، مدرسه تیزهوشان پسرانه کاشان همان حال و هوای قبلی را حفظ کند.

خوشحالی من دوچندان شد وقتی که از آقای جهانی پرسیدم: «پس هنوز پای فارغ التحصیلان به مدرسه باز است؟» و ایشان با لبخندی جواب مرا دادند.

قسمت دوم: خانم خرمشاهی

از دبیرستان فرزانگان تماس گرفتند و گفتند که برای تصفیه حساب برم اونجا. یکشنبه رفتم تا ببینم چه خبره. یه چیزایی هم در مورد مدیر اونجا، خانم گدازچیان، و معاونین ایشون شنیده بودم که گفتم شاید یه اطلاعاتی به دست بیارم.

از قضا تا رسیدم مدرسه دیدم یه خانم جدید توی دفتر هستند و دارن با مدیر و معاونین صحبت میکنن. خانم گدازچیان از اینکه خیلی وقته منتظر دیدن ایشون هستند حرف میزدن و خانم گیوی و مرادی نیز شرایط مدرسه رو توضیح می دادند.

دیگه نیازی به معرفی نبود که خانم گدازچیان رو به من کردند و گفتند: «ایشون خانم خرمشاهی مدیر جدید فرزانگان هستند.» و جالب اینکه دفعه اولشون بود که می اومدند مدرسه و من هم رفته بودم!

یه درخواست جالبی خانم خرمشاهی از مدیر فرزانگان داشتند و اون اینکه: «وضع اینجا رو درست برام توضیح بدین تا ببینم اگه نمیتونم اداره اش کنم، از همین الآن برم!»

با خانم گدازچیان صحبت می کردم و در مورد رفتن خودشون و رفتن خانم مرادی و گیوی پرسیدم. خودشون که تقاضای بازنشستگی زودتر از موعد کرده اند. خانم مرادی هم یه برنامه 24 ساعته برای خودشون جور کرده اند. خانم گیوی هم میرن مرخصی.


بله! به طور اتفاقی با هر دو مدیر مدارس تیزهوشان کاشان آشنا شدم. براشون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم این دو مدرسه که دانش آموزاش از افتخارات کاشان هستند، روز به روز رشد کنند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 12:58  توسط حسین زاهدی (13)  | 

خیلی وقته که نیومدم اینجا و چیزی ننوشتم. یه مدت بود که برای چند تا کار شاید بی نتیجه، خیلی درگیر شده بودم. البته هنوز هم درگیر هستم. ولی میخوام خودم و یه جوری بکشم کنار.

میگن اولین نظری که در مورد یه شخص پیدا می کنی، نزدیکترین نظر به واقعیت است. البته من آدمی نیستم که یه چیزی رو مطلق بدونم. در مورد این جمله هم صد در صد اطمینان ندارم. چون خیلی وقتا شده که نظرم در مورد یه نفر تغییر کرده و حتی از بی علاقگی و یا نفرت، به دوستی تبدیل شده!

اما اگه یه شناخت کوچیک از یه نفر داشته باشی و بعد در مورد اون نظر بدی، شاید بشه گفت که نظر تو در مورد اون شخص واقعی تر شده.

این اتفاقیه که در مورد یکی از همکلاسیهای دوران دبیرستان برای من افتاده. با وجود اینکه توی دبیرستان میدونستم که این شخص برای کار گروهی و جمعی مناسب نیست و علاوه بر اون، جناب آقای جهانی هم به این نکته اذعان داشتند، ولی باز هم به گمان اینکه شاید با گذشت چند سال یه تغییراتی کرده باشه و بتونه غیر از خودش به منافع بقیه هم فکر کنه، یه کار جمعی رو باهاش شروع کردم.

الآن یک ساله داره از شروع کارمون میگذره و من هر روز به نظر اولیه ام در مورد این شخص، بیشتر ایمان میارم. اما موقعیت یه جوریه که شاید نتونم این جمع رو ترک کنم. آخه میترسم منافع یکی از بهترین دوستام (که توی این جمع هست) به خطر بیفته.

خدایا! کمکم کن!

پ ن۱: فرا رسیدن ماه رمضان و مهمونی خدا بر همه مبارک باشه. بیایید توی سحرها برای همدیگه دعا کنیم.

پ ن۲: از اول مهر قراره که آقای جامعی مدیر مدرسه تیزهوشان کاشان بشن. امیدوارم که بتونن از پس این وظیفه مهم بر بیان و مدرسه زیبایی رو که آقای جهانی برای بچه ها درست کرده اند، زیباتر کنند. وگرنه من و بقیه فارغ التحصیلان نخواهیم گذاشت تا ...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:28  توسط حسین زاهدی (13)  | 
 
  بالا