تبليغاتX
هرگاه
 
هرگاه
 
 
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
 

دیروز رفته بودم میدان آزادی تا چند تا از دوستان دوران لیسانس که الآن دارن توی شریف ارشد میخونن رو ببینم. از خاطرات گذشته گفتیم. از اساتید، همکلاسی‌ها، درس‌ها و حل تمرین‌ها و خیلی چیزای دیگه.

طبق روال گذشته، علیرغم اینکه من اصلا دنبال آمار نیستم، ولی آمار داره دنبال من میگرده (!)، کلی اطلاعات از وضعیت فعلی و آینده احتمالی بچه‌ها و اساتید به دست اومد که قول دادیم فعلا جایی لو ندیم.

راستی! من برای اولین بار بود که میدان آزادی رو از نزدیک می‌دیدم. عکس میدان و برج آزادی رو زیاد دیده بودم. اما از نزدیک نه! فکر کنم برای ورود من بود که اونقدر قشنگ نورافشانی‌اش کرده بودند!!!

پ ن: دو تا شعر درباره ناکارآمد بودن مهندس‌ها از نظر دو شاعر بزرگ:

گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن            که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد (حافظ)
قصه به هر که می​برم فایده​ای نمی​دهد        مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی (سعدی)
 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 12:7  توسط حسین زاهدی (13)  | 
 
  بالا