تبليغاتX
هرگاه
 
هرگاه
 
 
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست
 

سلام ای سال نو، ای وامدار لحظه‌های روشن فردا

خداحافظ تو را ای کهنه سال، ای خاطرات شاد و نازیبا

دم همه اونایی که توی خونه‌تکونی قلبشون ما رو دور نریختن، گرم. ما هم قول میدیم زیاد جا نگیریم.

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:20  توسط حسین زاهدی (13)  | 

توی هفته قبل پنجمین همایش فرزانگان برگزار شد. همایش خوبی بود. طرح‌های جالب و جدیدی ارائه شد. یه جورایی از نظر سطح علمی و اجرایی شبیه نتکا5 بود. البته امیدوارم برای سال بعد پیشرفت داشته باشند نه مثل نتکا6 که اصلاً قابل قبول نبود.

یه سری نکته هست که باید به مسئولین مدرسه، کمیته اجرایی و همچنین غرفه‌داران تذکر داد که باعث میشه این مراسم هر چه بهتر و پربارتر برگزار بشه. من که تا جایی که میتونستم حرفمو چه با خنده و چه به صورت انتقاد گفتم. حالا قبول کردن و عمل کردن به اونها، بستگی به خود فرزانگانی‌ها داره. مهمترین نکته، تعصب بچه‌ها نسبت به همایش و نگرششون نسبت به نتکا و دانش‌آموزان شهید بهشتی است که فکر کنم یه ذره داره به بیراهه میره.

چیزایی که به فرزانگانی‌ها گفتم فقط از روی دلسوزی و دوستی بود. درسته که از دید دبیرستان فرزانگان، من به نتکا و دبیرستان شهید بهشتی مربوط میشم، ولی به طور کلی یه سمپادی هستم و تا جایی که بتونم علاقمندان به فعالیت‌های فوق برنامه رو کمک می‌کنم. (البته به شرط مناسب بودن وضعیت درسی، که وظیفه اصلی دانش‌آموز هست.)

امیدوارم مسئولین مدرسه با فراهم کردن امکانات (از نظر تجهیزات مورد نیاز و افراد آشنا به کارهای فوق برنامه) باعث شکوفایی هر چه بیشتر استعداد بچه‌ها بشن و دانش‌آموزان هم به بهترین نحو از این سرمایه خدادادی و همچنین زحمات بقیه استفاده کنند.

راستی این هفته پر بود از سیزده. هر جا که میرفتم به این عدد زیبا برخورد می‌کردم. چندتاش رو براتون میگم:

- تعداد غرفه‌های توی همایش (که البته بعدش گفتند 14تاست)
- تعداد کانی‌های موجود توی Bio Disc
- تعداد سفینه‌های فضایی برای کشف علت دوایر کشتزار
- رسم بیضی با دایره و تعداد خم‌های مورد نیاز
- ساعت اتمام بازدید آزاد از همایش در روز جمعه
- رتبه کاشان در بین شهرهای صنعتی کشور (البته به قول آقای حنطه‌ای)
- برگزاری اجلاس اکو و تعداد سران کشورهای حاضر در این مراسم
- تعداد صفحات فایل PDF که به طور اتفاقی باز کردم
- تعداد ردیفهای صندلی توی سینما

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 22:59  توسط حسین زاهدی (13)  | 

توی این سالی که گذشت (منظورم اینه که داره میگذره)، یه سری اتفاق‌هایی افتاد که ظاهرشون خیلی خوشایند نبود. یعنی آدم فکر می‌کنه که ضرر کرده و شکست خورده و یه چیزایی از دستش رفته. ولی در باطن این‌ها چی بوده و آیا به صلاح بوده یا نه، خدا می‌دونه.

شاید بعضی‌ها بگن تقدیره و باید اینطور میشده. و یا بعضی‌ها اسمش رو بدشانسی بذارن. ولی به قول اون لاک‌پشته توی فیلم پاندای کونگ‌فوکار، !There are no accidents

مثلاً همین شرکت سام که قبلاً هم در موردش گفتم. البته این اتفاق‌ها هنوز هم ادامه داره. یکی از این آخریاش همین آزمون زبان تافل تربیت مدرس است. همون آزمونی که تکراری بود و عیناً آزمون شهریور رو کپی کرده بودند. مثل اینکه قراره قبول‌شدگان این آزمون مشروط باشند و امتحان مجدد بگیرند. یا یکی دیگه اینکه بعد از پیگیری‌های درون‌گروهی برای ۹ واحد شدن پروژه پایانی، قوانین آموزش دانشکده داره منو مجبور میکنه که همون ۶ واحدی رو بگیرم و ...

باز هم به این امیداروم که هرگاه این فکرها میاد به سراغم، میگم:

خدایا! عاقبت کارهای ما را ختم به خیر بفرما.

خدایا! ما را در کارهایی که به آن‌ها راضی هستی، موفق گردان.

پ ن: امروز آخرین سیزدهم سال ۸۷ هست. یعنی دیگه باید صبر کنیم تا (اووووه!) سال دیگه.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 12:27  توسط حسین زاهدی (13)  | 
 
  بالا