|
هرگاه
|
||
|
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست |
خیلی وقته میخوام بیام و یه چیزی بنویسم. ولی نمیدونم چی بنویسم، چه جوری بنویسم، از کی و از کجا بنویسم.
توی این چند وقته، هرگاه که یه اتفاقی میافتاد، یه چیزایی به ذهنم میرسید. با بعضیهاش موافق بودم و با بعضیهاش هم مخالف. برای بعضی نقد داشتم و بعضی رو میپذیرفتم. ولی نمیتونستم دست به نوشتن بزنم. به قول یکی از دوستان، الآن وقت سکوت کردنه. باید نشست و منتظر بود.
البته گاهی وقتا برای خالی شدن دلم، با بعضی از دوستان صحبتهایی میکردم. ولی فقط به صورت شفاهی.
تا اینکه بالأخره گفتم نوشتن همین چیزا هم غنیمته. حداقل نشون میده که من هم فکر میکنم، مینویسم، پس هستم.
راستی! توی این ماه رمضان، دعای عاقبت به خیری برای همدیگه فراموشمون نشه!
|
|