|
هرگاه
|
||
|
بنده پير خراباتم که لطفش دايم است - - - - ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست |
دیروز رفته بودم میدان آزادی تا چند تا از دوستان دوران لیسانس که الآن دارن توی شریف ارشد میخونن رو ببینم. از خاطرات گذشته گفتیم. از اساتید، همکلاسیها، درسها و حل تمرینها و خیلی چیزای دیگه.
طبق روال گذشته، علیرغم اینکه من اصلا دنبال آمار نیستم، ولی آمار داره دنبال من میگرده (!)، کلی اطلاعات از وضعیت فعلی و آینده احتمالی بچهها و اساتید به دست اومد که قول دادیم فعلا جایی لو ندیم.
راستی! من برای اولین بار بود که میدان آزادی رو از نزدیک میدیدم. عکس میدان و برج آزادی رو زیاد دیده بودم. اما از نزدیک نه! فکر کنم برای ورود من بود که اونقدر قشنگ نورافشانیاش کرده بودند!!!
پ ن: دو تا شعر درباره ناکارآمد بودن مهندسها از نظر دو شاعر بزرگ:
|
|